ترسم چو بازگردی، از دست رفته باشم...


اسم تبریز که میاد همه فک میکنن به به تابستونش خیلی خنک هست دیگه، منم همیشه همین فکر رو میکردم ولی از 91 که اومدم تبریز دیدم گرماش از آخر فروردین شروع میشه و تا آخر مرداد به طور غیرقابلِ تصوری گرمه :| البته سرمای زمستونش هم استخوون سوز هست، یعنی من خودم بعضی وقتا میرفتم بیرون توو زمستون استخونام کامل درد میگرفت نمیتونستم راه برم، هرچقد هم لباس بپوشی فایده نداره:|

حالا توو این موقعیت، خوابگاهِ ما اصن کولر نداره، پنکه سقفی نداره خلاصه هیچ وسیله سرمایشی توو این خراب شده پیدا نمیشه :| خوابگاه کنارِ دوتا اتوبان هم هست و پنجره ها رو هم زیاد نمیشه باز گذاشت، عملا ما داریم اینجا تبخیر میشیم :دی

دیروز که گفتم سرویس 11.30 میره، اومد و یه ده مین رفت وسطِ راه اتوبوس قراضه دانشگاه خراب شد :| مسیر یک ربع رو ما پنجاه مین طول کشید برسیم :| رفتیم پیش دکتر پ و من کارم رو انجام دادم ولی کارِ دوستم مونده بود، دکتر هم رفت 2 رفت جلسه  و 4.30 برگشت و اینجوری شد که ما 6 رسیدیم خوابگاه، گشنه و تشنه :دی قدِ من یکی که راست نمیشد اومدم بدو نماز خوندمُ افتادم روو تخت، یه ساعتی خوابیدم و باید چکیده رو میفرستادم، پاشدم کارای اونو انجام بدم یه سوتی هم دادم توو ثبتِ نام زدم یه نویسنده، دوستم زد دوتا حالا برای مقاله اون برای استاد میل میره برا من نه، باید پاسخگوی این هم باشم :)

موقعی که خواب بودم هم یه مکالمه ای پیش اومد که نگم بهتره :)

سه شنبه 31 تیر1393 ♥ 11:59 AM ♥ MisS.s ♥



دیروز رفته بودم پیشِ استاد راهنمام، بعدِ 4 ماه درگیر بودن با یه رکورد الان که آخراش هست گفت یه جا رو اشتباه کردم :) یعنی میخواستم همونجا بزنم زیرِ گریه :( ولی قوی بودم گریه نکردم :دی ناراحت بودم یه ساعتِ اولش بعدش گفتم به درک، فوقش میخواد زیاد طول بکشه دیگه :)

شب 4.30 خوابیدم، بعد 9.30 بزور بیدار شدم که به سرویس 10.30 برسم، آماده شدم رفتم جلو در نگهبانِ خوابگاه گفت 11.30 میاد سرویس :) الانم گیجم :دی

استاد راهنمام یه عادتی داره، کنفرانس هارو چند روز که میمونه تا آخر وقتش میگه به ما:دی یعنی امروز آخرین وقتِ ارسالِ چکیده هست و ما 5 روز پیش فهمیدیم:) بماند که یکی از همکلاسی هامون 2 هفته پیش میدونسته و به ما نگفته :) حالا امروز باید برم چکیده رو استاد راهنما بخونه بعدِ تصحیحش شب بفرستم برا کنگره، باشد که پذیرفته شود و مقاله کامل رو بفرستیم :)

دوشنبه 30 تیر1393 ♥ 11:5 AM ♥ MisS.s ♥



خیلی غصه ناکِ آدم یه گوشی درست حسابی نداشته باشه کندی کراش بازی کنه، بعد بره تو فیس. بوک با غصه فیلم هاش رو ببینه:(

شنبه 28 تیر1393 ♥ 4:20 PM ♥ MisS.s ♥